تبليغاتX
كوتراز
View Full Size Image

افسانه ی رستم

مي گويند وقتي كه رستم، كك بن كوهزاد و اسفنديار بن رهام را دستگير و قلعه هاي آن دو را تسخير وخراب كرد ، شاه منوچهر اورنگ گرشاسبي را كه تا آن وقت بي صاحب بود به رستم واگذار كرد ولقب جهان پهلواني را به او دارد . يك روز در حالي كه زال ورستم و ديگر سرداران در حضور شاه نشسته بودند ، قاصدي از جانب شاه چین وارد شد وعرض كرد: شاه ايران به سلامت باد ،‌مدتي است يك جانور به نام ببربیان دريايي در درياي چین پيدا شده است كه هر يك ماه يك بار در كنار آب درياظاهر مي شود وآتشفشاني مي كند .هر بار كه سر از آب دريابيرون مي آورد ، تعداد زيادي گاو وگوسفند را كه در كنار دريا مشغول چرا هستند مي بلعد . اگر شاهنشاه ايران فكري به حال مانكنند مردم ما نابود مي شوند. شاه منوچهر وقتي كه اين خبر را از قاصد شنيد دستور داد، ساقي جامي پر از شراب به دستش داد و بعد رو به پهلوانان كرد و گفت يك نفر را مي خواهم كه برود اين جانور دريايي را از بين ببرد ، هركس داوطلب است اين جام شراب را از دست من بگيرد وبنوشد. رستم كه ديد كسي داوطلب نشد در حضور شاه تعظيم كرد و جام شراب را از دست شاه منوچهر گرفت كه بنوشد وآماده ي حركت به سوی  چین شود زال که مخالف رفتن فرزندش به جنگ اژدها بود  بلند شد ويك سيلي محكم به گونه ي رستم زد؛ به طوري كه رستم خجالت كشيد و با حالت قهر از بارگاه در آمد ورفت. شاه منوچهر از عمل زال ناراحت شد وفرمان داد كه زال خودش به خاطر اين بي احترامي كه دربارگاه او كرد ، مأمور كشتن جانور دريايي شود . زال فرمان پذیرفت و با سپاهی عازم چین شد منوچهر گودرز را هم در پي رستم فرستاد تا به هر نحوي كه باشد رستم را برگرداند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید باهوش در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 16:40 |

میراث از دست رفته -مجموعه ای از شهرسازی پیشرفته در قدیم -کوچه ها خیابان ها آِب انبارها حمام مسجد معماری خانه ها با صرف حداقل انرژی بادگیرها بخاری های دیواری(شومینه) تنورها پرخوها(کابینت)  انبارگندم صوفه ها گچ بری ها گنبدها بازارها ساباط ها  دژهای نگهبانی و.....الگوهای قابل مطالعه برای شهرسازی و ساختمان سازی .

+ نوشته شده توسط مجید باهوش در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:48 |
+ نوشته شده توسط مجید باهوش در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:39 |
+ نوشته شده توسط مجید باهوش در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 17:51 |

 

در مراسم نوروز مردم قبل از شروع  سال به جنب وجوش می افتند ومقدمات سال نو را فراهم می کنند همه به فکر تهیه لباس نومی افتند چند هفته قبل از نوروز خانه هارا مرتب و تمیز می کنند و قالی ها و فرش هاوشیشه ی اتاق ها را می شویند. شیرینی های نوروزی می پزند از جمله کلمبه(کلوچه)، روورکرده ، قتاب وبعضی شیرینی ها وکیک های دیگر تهیه می کنند وهمچنین سمنو می پزند . قبل از نوروز هرچه خوراکی از جمله آش خشک وبلغور اگر داشته باشند مصرف می کنند تا برای سال آینده نماند ودوباره کیسه ها را از گندم و برنج پر می کنند. گندم یا عدس یا جو در گلدان می کارند و به عنوان سبزه یا به اصطلاح  کاکل برای عید پرورش       می دهند.  پیش روز نوروز ، روز الفه نامیده می شود ومردم به الفگی می روند. در مسجد برای کسانی که در طول سال کهنه مرده اند مجلس بزرگداشت و یادبودی برگذار می شودو مردم  برای رفتگان طلب آمرزش می کنند. مردها به مسجد می روند ومجالس زنانه در منزل تازه درگذشتگان یا در مهدیه برگذار می شود. وهمچنین عده ای به مزار شهدا وقبرستان می روند واخلاص و فاتحه می خوانند.                                        

روز قبل از عید و سال تحویل به حمام می روند وپا و سر خود را حنامی بندند. لحظه ی سال تحویل عده ای به مسجد می روند تا دعا بخوانند  و از برکت آن دعا در تمام مدت سال از خطرات مصون بمانند و زندگیشان پر برکت و غرق در نعمت گردد . گروهی نیز در خانه می مانند وعقیده دارند نباید در این لحظه از خانه به دور بود. شب عید هم پلو می پزند . چند لحظه قبل از سال تحویل اندکی آرد خمیر می کنند و در گوشه ای   می گذارند تا وربیاید . سماور را آتش می کنند و سفره هفت سین را می چینند و لباس های نو می پو شند و اسفند دود       می کنند در هر اتاق چراغ یا شمعی روشن می کنند آنگاه سفره ی سفیدی وسط آن پهن می کنند جلو قرآن یک آینه قرار می دهند جلو آینه چند  دانه گندم می پاشند وروی آینه هم یک تخم مرغ می گذارند تا در موقع سال تحویل تخم مرغ روی آینه بچرخد سینی هفت سین را در وسط سفره در جای مناسبی می گذارند (سمنو،سکه،،سرکه، سیر ، سنجد،سماق وسیب) وسبزه ای که رویانده اند در کنار آن ها در گوشه ای قرار    می دهند وروی آب چند ساقه سبزه می اندازند و تنگ ماهی هم به آن می افزایند و انواع آجیل و شیرینی های سنتی درسفره قرار می دهند وقتی لحظه ی سال تحویل فرا می رسد اعضای خانواده دور سفره  می نشینند ودعا یا قرآن می خوانند و بعد از سال تحویل به هم تبریک می گویند وروبوسی می کنند. شب اول سال نو پلو         می خورند وبعدأ از خمیری که قبل از سال گردش آماده کرده اند، جوش پره درست می کنند ودر وقت مناسبی که همه دور هم جمع شده اند می خورند وشنبه اول سال هم آش می پزند اگر نوروز به شنبه افتاد آن را مبارک تر می دانند و بیشتر شادی می کنند. دختران دم بخت به سبزه زار ها  می روند، برای گشودن بخت خود روبه قبله می نشینند و سبزه گره می زنند، زنان بی فرزند لب آب می نشینند و کلوخ در آب می اندازندو دعا میکنند.                                                                                                                                 

روز نوروز به دید وبازدید اقوام وهمسایه ها می روند وتبریک می گویند واز شیرینی ها ی نوروزی به هم تعارف می کنندهمچنین به قبرستان می روند ویک سبزه روی قبر عزیزان خود می گذارند وفاتحه می خوانند، روز چهارشنبه اول سال معتقدند که پای خود را به سبزه ها باید بزنند واین کار خوش یمن و مبارک می دانند وبه این خاطر به صحرا وسبزه زار ها می روند. روز سیزده بدر به خارج از شهر وبه باغ وبستان می روند  واز فضای طبیعت استفاده می کنند.

+ نوشته شده توسط مجید باهوش در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 12:5 |

حضرت فاطمه زهرا (سلام خداوند بر ايشان)

1.     حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود: ما أهل بيت پيامبر، وسيله ارتباط خداوند با خلق او هستيم، ما برگزيدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشيم، ما حجّت و راهنما خواهيم بود; و ما وارثان پيامبران الهى هستيم.

2.     حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در تعريف امام علىّ(عليه السلام) فرمود : او پيشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوينده اى حقّ گو و هدايتگر است، او مركز و محور امامت و رهبريّت است.

3.     حضرت محمّد (صلى الله عليه وآله) و علىّ (عليه السلام)، والِدَين اين امّت هستند، چنانچه از آن دو پيروى كنند آن ها را از انحرافات دنيوى و عذاب هميشگى آخرت نجات مى دهند; و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

4.       هركس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترين مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدير مى نمايد.

5.       همانا حقيقت و واقعيّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ (عليه السلام) در زمان حيات و پس از رحلتش خواهدبود.

6.     هر كه بر پدرم ـ رسول خدا ـ و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند. راوى گويد: عرضه داشتم: آيا در زمان حيات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حيات ما باشد; و يا پس از مرگ.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید باهوش در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 7:44 |

مَثَل

- چلو صفی افتوه ر مگه تو دو قال دری- چلو صافي به آفتابه مي گويد تو دوسوراخ داري- كسي كه به دنبال عيب جويي از ديگران است در حالي كه خودش عيب هاي زيادي دارد

-اگر شوم مبو اول نماشم مبو-(اگر شامي در كار بود از اول شب مي آوردند)- كاري كه وقت آن گذشته و دير شده است

-بی دِنگ مِدِنگِد بی دِیرَه مِرِقصِد – (بدون آهنگ آواز مي خواند و بدون دايره مي رقصد)- بدون دليل و ابزار مشغول كارهاي مختلف است-

-عروس تعريفي گوزوك از كار بِدَر ميَه- كسي كه زياد تعريفش را بكني آدم نامناسبي خواهد بود

-روزکه وزردی منشينه کهل وجلدی منشينه(روز كه به زردي غروب مي رسد آدم كاهل شروع به فعاليت مي كند) -آدم تنبل

-زِن هَمسَيَه زود  مِزَيَه، بِچِّه يْ هَمسَيَه زود از سِفَر ميَه - زن همسايه زود مي زايد، بچه ي همسايه زود از سفر بر مي گردد-احوال و اوضاع ديگران از ما بهتر است

-از كلوخ برقِ بِجَس-آدمي كه انتظار انجام هيچ كاري از او نيست

- بوم كه بِِفتي بومِندو وِم وَرِفتي- وقتي بام بيفتد نياز كاه گل كردن پشت بام نيست

- بوم كه بِِفتي بومِندو وِم وَرِفتي- وقتي بام بيفتد نياز كاه گل كردن پشت بام نيست

+ نوشته شده توسط مجید باهوش در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 و ساعت 16:53 |
+ نوشته شده توسط مجید باهوش در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 11:57 |

اگر به تاریخ اسطوره ای نقل شده در شاهنامه فردوسی دقت کنیم بیشتر به قدمت تاریخی این شهرستان پی می بریم.

عده ای از نویسندگان در مورد قدمت گناباد با توجه به قنوات قدیمی آن چنین اظهار نظر کرده اند که احداث قنوات گناباد به دستور بهمن پسر اسفندیار پسر گشتاسب پسر لهراسب بوده و مربوط به اواخر قرن پنجم و اوایل قرن چهارم پیش از میلاد می شود . عامل دیگری که می تواند قدمت و تاریخ گناباد را روشنتر نماید ، وجود آثار و ابنیه تاریخی بسیار کهن است چنانکه در لغت نامه دهخدا آمده است :« گناباد شهری قدیمی است که در زمان سلاطین هخامنشی ایجاد شده است برای اثبات مدعا قرائنی وجود دارد از قبیل قبر پیران ویسه ، قلعه فرود، قلعه رستم و قریه معروف پشنگ که در اصطلاح محلی معروفند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مجید باهوش در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 11:29 |

زعفران

 

زعفران گياهي است از خانواده زنبقيان ،پرورش اين گياه  واسطه ي كلاله ي گل هايش مي باشد كلاله ي آن به رنگ قرمز است كه بعد از خشك شدن قابل استفاده است . گلهاي اين گياه بنفش است و از طريق پياز زياد مي شود اين گياه از قديم در ايران كشت مي شده است و از دوره ي هخامنشيان رايج بوده است در كتاب اشكال العالم در نيمه ي دوم قرن چهارم  و در نزهه القلوب اشاره به وجود گلي خوراكي در گناباد و قاين شده است.(جغرافياي تاريخي گناباد ، سيد حسين مجتبوي)  اما كاشت اين گياه در دوران معاصر به دنبال ممنوعيت كشت ترياك رواج بسياري يافت و به عنوان يك محصول تجاري و بين المللي طرف داران زيادي پيدا نمودبعد از اين زعفران و كاشت آن به سرعت رايج گشت و مردم كاشت اين محصول را به صرفه مي ديدند چراكه ازجمله ويژگي ها ي  اين گياه  اين است كه به آب كمي نياز دارد و در مناطق كويري و نيمه بياباني رشد خوبي دارد.گناباد از قديمي ترين مناطق زعفران خيز ايران است كه محصول عالي و برتري دارد محصول زعفران گناباد از نظر كيفيت و كميت كم نظير است  . 

درسرتراز گناباد زميني وجود دارد كه به حَيِتِ زعفروني معروف است  و اولين بار در گناباد در اين زمين زعفران كاشته شد ومحصول خوبي داد و مردم براي ديدن گل هاي بنفش زعفران به اين محل مي آمدند زعفران گناباد محصولي با مرغوبيت بالا است كه  توسط تجار شهرهاي ديگر خريداري مي شود وبه نام هاي ديگر در نقاط مختلف ايران و جهان به فروش مي رسد. در موقع برداشت زعفران همه به جنب و جوش مي افتند و همه در اين كار دخيلند كارهاي معمول كنار گذاشته مي شود و يك ضرب المثل گنابادي است كه « موقع زعفرونا زرگر از پوي  زرگريش ورمخزه» يعني اين كار از همه كار ها مهمتراست. از اول مهر زمين ها  را براي برداشت آماده مي كنند زمين هايي كه از سال هاي پيش پياز داشته اند زمين زعفران را يك بار پياز مي كنند و سال ها از آن برداشت مي كنند زمين هايي وجود دارد كه صدسال است در آن پياز كاشته شده و از همان پياز امروزه گل برداشت مي كنند ، خار زمين را مي كنند خاك و كود به زمين مي دهند .زمين ها به نوبت با آب قنات علي آباد يا ده يا قصبه آبياري مي شود و وقتي كه گل آن خشك شد و به اصطلاح زمين به خاش آمد زمين را با چارشاخ  يا با گاو يا تراكتور كوچك شخم مي زنند و در آبان و آذر با آمدن سرما ي ملايم گل هاي بنفش به تدريج بيرون مي آيد طول دوره ي برداشت از هر زمين تقريبا 7 تا 10 روز است ولي اوج برداشت يا به اصطلاح زور زمين 2 تا4 روزاست كه بيشترين برداشت در اين روزها انجام مي شود. 

صبحگاهان مردم دسته دسته براي جمع آوري آن ها به كشمو و صحرا مي روند زمين  يك پارچه بنفش است گل ها را يكي يكي مي چينند و به خانه مي آورند و بعد ريشه ي قر مز(كلاله كه در محل به آن ريشه مي گويند) را ازپرهاي گل جدا مي كنند ريشه ها را در روي پاچه ي تميز و سفيد خشك مي كنند و بعد از مدتي آن هارا دسته بندي مي كنند در قديم بيشتر آن ها را با ريشه ي سفيد رنگ آن دسته بندي مي كردند و به اسم دختر پيچ به بازار مي بردند ولي امروزه ريشه ي قرمز را از قسمت سفيد جدا مي كنند و به اصطلاح ممتاز مي نمايد تا خالص تر و گران تر فروخته شود. از قديم چون نيروي كار در گناباد كم بود در فصل زعفران كارگران زيادي از قاين مي آيند و در كار جمع آوري زعفران كمك مي كنند اين كارگران اغلب زن هستند و در كارشان مهارت دارند و هرساله همان كار گرها به گناباد مي آيند و خيلي از اين ها در گناباد ساكن شده اند . قسمتي از جمعيت گناباد قاييني هاي مهاجري هستند كه طي سال هاي گذشته براي كار يا تحصيل به گناباد آمده اند .

زعفران و فصل آن در گناباد فرهنگ خاصي هم دارد همه گل دارند هر كسي به اندازه ي توانايي خودش زميني هرچند كوچك دارد و زعفران برداشت مي كند اگر كسي نداشته باشد خود را در كارهاي پدر و مادرش شريك مي كند به آن ها در كار ها كمك مي كند و البته سرخرمني مي گيرد.هرچند پدر مادر ها مقداري از زعفران خودرا در آخر كار به فرزندان خود تعارف مي دهند . به هر شهري كه بروند براي اقوام خود زعفران تعارفي مي برند. مردم  اغلب شب ها به گل پَر كردن  مشغولند، همسايه ها شب ها دور هم جمع مي شوند و به طور دسته جمعي كار جدا سازي گل ها و ريشه ها را انجام مي دهند اما هركسي گل هاي خودش را باز مي كند  ضمن اينكه كار مي كنند از افسانه هاي قديمي و حكايت هاي تاريخي تعريف مي كنند و خيلي از حكايات باز مانده از قديم متعلق به دوران جمع آوري زعفران است و براي اينكه بتوانند بيدار بمانند و حوصله شان سر نرود يك نفر پيرو با تجربه  و نقال  افسانه و حكايت تعريف مي كند. گاهي شعري و ترانه اي محلي خوانده مي شود كه خواب از سرشان بپرد ، يك نفر براي كارگرها چاي مي آورد و شام درست مي كند  وتا پاسي از شب بيدار مي مانند صبح زود قبل از طلوع آفتاب به صحرا مي روند و به چيدن گل مشغول مي گردند صبح زود مي روند كه گل ها هنوز غنچه است باز كردن اآن سريع  صورت مي گيرد. و يك نفر هم  آفتاب هموار براي آن ها صبحانه مي برد و اگر كار طول كشيد نهار هم در صحرا مي خورند. صبحگاهان مي بينيد كه عده ي زيادي زن به رَس(صف) به صحرا مي روند و هنگام اتمام كار به همان شكل با سَرُغ ها و شال هاي پر گل بر سر  باز مي گردند.

جمع آوري و دسته بندي زعفران زحمت زيادي دارد  اغلب در آمد كار گران بيش از درامد كسي است كه زمين زعفران دارد و زعفران خرج خودش را نمي دهد مخارج كارگر و كود و آب و تراكتور زياد است، آفت زمين هاي زعفران هم موش است كه با ولع زيادي در طول سال پياز هاي زعفران را در زير زمين مي خورد، پياز هايي كه بايد سال بعد گل كنند كم مي شود. به ثمر رسيدن گل ها دير و زود دارد مثلا اول زمينهاي كشمان گل مي كند و بعد كه دوره ي ان تمام شد زمين هاي كازه گل مي كند بستگي به زمان آبياري هم دارد و گاهي مردمي كه هنوز گل زمينشان نرسيده به كساني كه گل هايشان بيرون آمده كمك مي كنند باز زماني كه دوره گل عده ي  اول به پايان رسيد به گروه دوم كمك مي كنند و به اين صورت مخارج كارگر را تا حدي كم مي كنند.به از پايان دوره گل دهي زمين را دوباره شخم مي زنند البته با چارشاخ تا علف هاي هرز آن كنده شود و خشك شود و زمين كه در اثر راه رفتن كوبيده شده  سبك شود و بعد از چند روز كه از شخم گذشت زمين را آب مي دهند كه به  اصطلاح آب زهچو مي گويند مثل زني كه بچه اش به دنيا آمده و نياز به تقويت دارد.زمين را تا فروردين چند نوبت آب مي دهند و بعد آن را رها مي كنند علف هاي زعفران كه زرد شد آن ها را براي حيوانات درو مي كنند علوفه ي خوبي براي دام هاست. زعفران خواص زيادي دارد در طب و پزشكي به عنوان يك دارو به كار مي رود مسكن سرفه و دندان درد و درد عضلات، رفع اسهال و سنگ كليه و سنگ كيسه ي صفراو نارسايي كبد مقدار كمي مصرف شود.( خواص ميوه ها و خوراكي ها ،مهرداد مهرين)و در غذا براي طعم و عطر استفاده مي شود براي ساختن انواع شربت ها نيز از آن استفاده مي گردد.

+ نوشته شده توسط مجید باهوش در دوشنبه ششم آبان 1387 و ساعت 20:37 |