تبليغاتX
كوتراز-kooteraz
ادبی-مردم شناسی

Abut thousands years ago dried and half- dried territory of gonabad with long and deep numerous qanats was cultural and agricultural place for living and forming ancient civilization

Gonabad was mentioned in kings book many times shahnameh

Sine the advent of islam there have been there important parts such as Gonabad boomand pashan

The assassins were dominat there   form the end of   5th   century till mid 7th  century with no complete and permanent control form centeral government

In 655 A.H.Holaco kan razed out many the assassins fortresses and gave them over to his vassal molaein the famous dynasty

After the 9th  century although Gonabadwas plundered many times but was scientifically developed so that all safavid astronomers were form  Gonabad

The peopleof Gonabad have been able to take use of knowledge well such as digging deepnumerous qanats making magnificent buildings adjust with un favorable natural condition which you will know some of them

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 23:11  توسط مجید باهوش  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 22:27  توسط مجید باهوش 

سفرنامه ی  ناصر خسرو   (ق 5)

  وکوچه ای بود که آنرا کوطراز می گفتند.ودر آن کوچه پنجاه کاروانسرای نیکو و در هر یک بیّاعان و حجره داران بسیار نشسته واین کاروان که ما با ایشان همراه  بودیم یک هزار و سیصد خروار بار د اشتند که در آن شهر رفتیم هیچ باز دید  نیامد که چگونه  فرود آمدند که  هیچ جا تنگی موضع نبود  و نه تعذر مقام و علوفه.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 22:21  توسط مجید باهوش  | 

View Full Size Image

افسانه ی رستم

مي گويند وقتي كه رستم، كك بن كوهزاد و اسفنديار بن رهام را دستگير و قلعه هاي آن دو را تسخير وخراب كرد ، شاه منوچهر اورنگ گرشاسبي را كه تا آن وقت بي صاحب بود به رستم واگذار كرد ولقب جهان پهلواني را به او دارد . يك روز در حالي كه زال ورستم و ديگر سرداران در حضور شاه نشسته بودند ، قاصدي از جانب شاه چین وارد شد وعرض كرد: شاه ايران به سلامت باد ،‌مدتي است يك جانور به نام ببربیان دريايي در درياي چین پيدا شده است كه هر يك ماه يك بار در كنار آب درياظاهر مي شود وآتشفشاني مي كند .هر بار كه سر از آب دريابيرون مي آورد ، تعداد زيادي گاو وگوسفند را كه در كنار دريا مشغول چرا هستند مي بلعد . اگر شاهنشاه ايران فكري به حال مانكنند مردم ما نابود مي شوند. شاه منوچهر وقتي كه اين خبر را از قاصد شنيد دستور داد، ساقي جامي پر از شراب به دستش داد و بعد رو به پهلوانان كرد و گفت يك نفر را مي خواهم كه برود اين جانور دريايي را از بين ببرد ، هركس داوطلب است اين جام شراب را از دست من بگيرد وبنوشد. رستم كه ديد كسي داوطلب نشد در حضور شاه تعظيم كرد و جام شراب را از دست شاه منوچهر گرفت كه بنوشد وآماده ي حركت به سوی  چین شود زال که مخالف رفتن فرزندش به جنگ اژدها بود  بلند شد ويك سيلي محكم به گونه ي رستم زد؛ به طوري كه رستم خجالت كشيد و با حالت قهر از بارگاه در آمد ورفت. شاه منوچهر از عمل زال ناراحت شد وفرمان داد كه زال خودش به خاطر اين بي احترامي كه دربارگاه او كرد ، مأمور كشتن جانور دريايي شود . زال فرمان پذیرفت و با سپاهی عازم چین شد منوچهر گودرز را هم در پي رستم فرستاد تا به هر نحوي كه باشد رستم را برگرداند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 16:40  توسط مجید باهوش  | 

میراث از دست رفته -مجموعه ای از شهرسازی پیشرفته در قدیم -کوچه ها خیابان ها آِب انبارها حمام مسجد معماری خانه ها با صرف حداقل انرژی بادگیرها بخاری های دیواری(شومینه) تنورها پرخوها(کابینت)  انبارگندم صوفه ها گچ بری ها گنبدها بازارها ساباط ها  دژهای نگهبانی و.....الگوهای قابل مطالعه برای شهرسازی و ساختمان سازی .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 17:48  توسط مجید باهوش  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 17:39  توسط مجید باهوش 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 17:51  توسط مجید باهوش 

 

در مراسم نوروز مردم قبل از شروع  سال به جنب وجوش می افتند ومقدمات سال نو را فراهم می کنند همه به فکر تهیه لباس نومی افتند چند هفته قبل از نوروز خانه هارا مرتب و تمیز می کنند و قالی ها و فرش هاوشیشه ی اتاق ها را می شویند. شیرینی های نوروزی می پزند از جمله کلمبه(کلوچه)، روورکرده ، قتاب وبعضی شیرینی ها وکیک های دیگر تهیه می کنند وهمچنین سمنو می پزند . قبل از نوروز هرچه خوراکی از جمله آش خشک وبلغور اگر داشته باشند مصرف می کنند تا برای سال آینده نماند ودوباره کیسه ها را از گندم و برنج پر می کنند. گندم یا عدس یا جو در گلدان می کارند و به عنوان سبزه یا به اصطلاح  کاکل برای عید پرورش       می دهند.  پیش روز نوروز ، روز الفه نامیده می شود ومردم به الفگی می روند. در مسجد برای کسانی که در طول سال کهنه مرده اند مجلس بزرگداشت و یادبودی برگذار می شودو مردم  برای رفتگان طلب آمرزش می کنند. مردها به مسجد می روند ومجالس زنانه در منزل تازه درگذشتگان یا در مهدیه برگذار می شود. وهمچنین عده ای به مزار شهدا وقبرستان می روند واخلاص و فاتحه می خوانند.                                        

روز قبل از عید و سال تحویل به حمام می روند وپا و سر خود را حنامی بندند. لحظه ی سال تحویل عده ای به مسجد می روند تا دعا بخوانند  و از برکت آن دعا در تمام مدت سال از خطرات مصون بمانند و زندگیشان پر برکت و غرق در نعمت گردد . گروهی نیز در خانه می مانند وعقیده دارند نباید در این لحظه از خانه به دور بود. شب عید هم پلو می پزند . چند لحظه قبل از سال تحویل اندکی آرد خمیر می کنند و در گوشه ای   می گذارند تا وربیاید . سماور را آتش می کنند و سفره هفت سین را می چینند و لباس های نو می پو شند و اسفند دود       می کنند در هر اتاق چراغ یا شمعی روشن می کنند آنگاه سفره ی سفیدی وسط آن پهن می کنند جلو قرآن یک آینه قرار می دهند جلو آینه چند  دانه گندم می پاشند وروی آینه هم یک تخم مرغ می گذارند تا در موقع سال تحویل تخم مرغ روی آینه بچرخد سینی هفت سین را در وسط سفره در جای مناسبی می گذارند (سمنو،سکه،،سرکه، سیر ، سنجد،سماق وسیب) وسبزه ای که رویانده اند در کنار آن ها در گوشه ای قرار    می دهند وروی آب چند ساقه سبزه می اندازند و تنگ ماهی هم به آن می افزایند و انواع آجیل و شیرینی های سنتی درسفره قرار می دهند وقتی لحظه ی سال تحویل فرا می رسد اعضای خانواده دور سفره  می نشینند ودعا یا قرآن می خوانند و بعد از سال تحویل به هم تبریک می گویند وروبوسی می کنند. شب اول سال نو پلو         می خورند وبعدأ از خمیری که قبل از سال گردش آماده کرده اند، جوش پره درست می کنند ودر وقت مناسبی که همه دور هم جمع شده اند می خورند وشنبه اول سال هم آش می پزند اگر نوروز به شنبه افتاد آن را مبارک تر می دانند و بیشتر شادی می کنند. دختران دم بخت به سبزه زار ها  می روند، برای گشودن بخت خود روبه قبله می نشینند و سبزه گره می زنند، زنان بی فرزند لب آب می نشینند و کلوخ در آب می اندازندو دعا میکنند.                                                                                                                                 

روز نوروز به دید وبازدید اقوام وهمسایه ها می روند وتبریک می گویند واز شیرینی ها ی نوروزی به هم تعارف می کنندهمچنین به قبرستان می روند ویک سبزه روی قبر عزیزان خود می گذارند وفاتحه می خوانند، روز چهارشنبه اول سال معتقدند که پای خود را به سبزه ها باید بزنند واین کار خوش یمن و مبارک می دانند وبه این خاطر به صحرا وسبزه زار ها می روند. روز سیزده بدر به خارج از شهر وبه باغ وبستان می روند  واز فضای طبیعت استفاده می کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 12:5  توسط مجید باهوش  | 

حضرت فاطمه زهرا (سلام خداوند بر ايشان)

1.     حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود: ما أهل بيت پيامبر، وسيله ارتباط خداوند با خلق او هستيم، ما برگزيدگان پاك و مقدّس پروردگار مى باشيم، ما حجّت و راهنما خواهيم بود; و ما وارثان پيامبران الهى هستيم.

2.     حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) در تعريف امام علىّ(عليه السلام) فرمود : او پيشوائى الهى و ربّانى است، تجسّم نور و روشنائى است، مركز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاك از خانواده پاكان مى باشد، گوينده اى حقّ گو و هدايتگر است، او مركز و محور امامت و رهبريّت است.

3.     حضرت محمّد (صلى الله عليه وآله) و علىّ (عليه السلام)، والِدَين اين امّت هستند، چنانچه از آن دو پيروى كنند آن ها را از انحرافات دنيوى و عذاب هميشگى آخرت نجات مى دهند; و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.

4.       هركس عبادات و كارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترين مصلحت ها و بركات خود را براى او تقدير مى نمايد.

5.       همانا حقيقت و واقعيّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ (عليه السلام) در زمان حيات و پس از رحلتش خواهدبود.

6.     هر كه بر پدرم ـ رسول خدا ـ و بر من به مدّت سه روز سلام كند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند. راوى گويد: عرضه داشتم: آيا در زمان حيات و زنده بودن؟ فرمود: چه در زمان حيات ما باشد; و يا پس از مرگ.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 7:44  توسط مجید باهوش  | 

مَثَل

- چلو صفی افتوه ر مگه تو دو قال دری- چلو صافي به آفتابه مي گويد تو دوسوراخ داري- كسي كه به دنبال عيب جويي از ديگران است در حالي كه خودش عيب هاي زيادي دارد

-اگر شوم مبو اول نماشم مبو-(اگر شامي در كار بود از اول شب مي آوردند)- كاري كه وقت آن گذشته و دير شده است

-بی دِنگ مِدِنگِد بی دِیرَه مِرِقصِد – (بدون آهنگ آواز مي خواند و بدون دايره مي رقصد)- بدون دليل و ابزار مشغول كارهاي مختلف است-

-عروس تعريفي گوزوك از كار بِدَر ميَه- كسي كه زياد تعريفش را بكني آدم نامناسبي خواهد بود

-روزکه وزردی منشينه کهل وجلدی منشينه(روز كه به زردي غروب مي رسد آدم كاهل شروع به فعاليت مي كند) -آدم تنبل

-زِن هَمسَيَه زود  مِزَيَه، بِچِّه يْ هَمسَيَه زود از سِفَر ميَه - زن همسايه زود مي زايد، بچه ي همسايه زود از سفر بر مي گردد-احوال و اوضاع ديگران از ما بهتر است

-از كلوخ برقِ بِجَس-آدمي كه انتظار انجام هيچ كاري از او نيست

- بوم كه بِِفتي بومِندو وِم وَرِفتي- وقتي بام بيفتد نياز كاه گل كردن پشت بام نيست

- بوم كه بِِفتي بومِندو وِم وَرِفتي- وقتي بام بيفتد نياز كاه گل كردن پشت بام نيست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 16:53  توسط مجید باهوش  |