تبليغاتX
كوتراز-kooteraz
ادبی-مردم شناسی

السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين

فرمود: هركس رضايت و خوشنودى خداوند را ـ در أمور زندگى ـ طلب نمايد گرچه همه افراد از او رنجيده شوند، خداوند مهمّات و مشكلات او را كفايت خواهد نمود و كسى كه رضايت و خوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم پروردگار باشد، خداوند أمور اين شخص را به مردم واگذار مى كند.

فرمود : شيعيان و پيروان ما ـ اهل بيت ـ آن كسانى هستند كه أفكار و درون آن ها از هر گونه حيله و نيرنگ و عوام فريبى سلامت و تهى باشد.

فرمود: دو چيز مردم را هلاك و بيچاره گردانده است:
يكى ترس از اين كه مبادا در آينده فقير و نيازمند ديگران گردند.
و ديگرى فخر كردن ـ در مسائل مختلف ـ و مباهات بر ديگران است.

فرمود: هركس گره اى از مشكلات مؤمنى باز كند و مشكلش را برطرف نمايد، خداوند متعال مشكلات دنيا و آخرت او را اصلاح مى نمايد.

فرمود: هركس آيه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نمايد، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن يكصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد.

فرمود: به درستى كه من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بينم; و زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم.

فرمود: بپرهيز از ظلم و آزار رساندن نسبت به كسى كه ياورى غير از خداوند متعال نمى يابد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 9:0  توسط مجيد باهوش 

سلام بر حسين ع

سلام بر انکه پیمانش شکسته شد..

سلام بر کسی که خونش ستمکارانه ریخته شد.

سلام بر انکس که جرعه نوش جام نیزه ها گردید..

سلام بر ان مظلومی که خونش مباح شمرده شد..

سلام بر انکه سرش را از قفا بریدند..

سلام بر انکه در حمایت از دین بی یاور ماند..

سلام بر ان محاسن به خون سر خضاب شده..

سلام بر ان گونه خاک الود..

سلام بر ان بدنی که لباسش به غنیمت برده شد..

بر ان دندان که با چوب خیزران بر ان نواخته شد..

بر ان سر بالا رفته بر نیزه..

سلام بر ان كشته شده ستمديده..

سلام بر علي اكبر..

سلام بر ان شير خوار كوچك..

سلام بر ان بدنهايي كه جامه و تجهيزاتشان به غنيمت برده شده..

سلام بر ان اهل بيت نزديك پيامبر..

سلام به ان به خالك افتادگان در بيابان..

سلام به ان دور افتادگان از وطن..

سلام بر ان دفن شدگان بدون كفن..

سلام بر ان سرهاي جدا افتاده از بدنها..

سلام بر انكه همه اعمال خويش به حساب خدا نهاد و صبر پيشه كرد..

سلام بر ان ستم ديده  بدون ياور..

سلام بر ان جاي گرفته در خاك پاك..

سلام بر صاحب ان بارگاه عالي رتبه..

سلام بر ان كسي كه خداي بزرگ اورا پاك مطهر قرار داد..

سلام بر انكه جبرئيل به او افتخار مي كرد..

سلام بر ان كسي كه ميكائيل با او در گهواره سخن مي گفت و اورا شادمان مي ساخت..

و ...

وسلام بر تو ..اي عزيز دل فاطمه..اي انتظار كشيده شده..اي مهدي منتظر ..جانمان به فداي دل داغديده ات.

سلام بر آنكه فرشتگان اسمان بر او گريستند...

سلام بر حسين ع

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 8:58  توسط مجيد باهوش 

محرم

باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است           باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز   اين  چه  رستخيز  عظيم  است كز  زمين            بي نفخ صور خاسته  تا  عرش  اعظم است

نام محرم و عاشورا شوري در جان ها پديد مي آورد و یاد واقعه ی جان سوز کربلا را در یادها زنده می كند مراسم عاشورا با شکوه تر از هر مراسم دیگری دراین محل برگزار می شود همه سیاه پوشند ودر مساجد روضه خوانی برگزار است، در منازل هم زن ها مراسم روضه برگزار می کنند.هیئت انصارالمهدی  در مهدیه فعال می شود ودسته های سینه وزنجیر زنی به راه می افتد ونوحه خوانی می کنند وبه مساجد وتکایای دیگر می روند وعزاداری ونوحه خوانی می کنند.این مراسم از چند شب مانده به عاشورا شروع می شود وتا بعد از ظهر عاشورا ادامه می یابد. روز قبل از تاسوعا هیئت عزاداري به مزارامام زاده احمدبن موسي الكاظم(ع) بیمرغ (يكي از روستاهاي گناباد كه در فاصله ي 35كيلومتري شهرستان واقع است) می روند . روز تاسوعا به کاخک زيارتگاه امام زاده محمد عابدفرزند امام موسي كاظم(ع)  می روند و به عزاداري و زيارت امام زاده مي پردازند . (كاخك يكي از بخش هاي گناباد است كه در فاصله ي 24 كيلومتري شهرستان واقع است.) روز عاشورا به پای نخل که در محل مسجد چهارده معصوم قرار گرفته می روند ودر آن جا به عزاداری می پردازند همه ي هيات هاي عزاداري مركز شهرستان ظهر عاشورا در محل نخل حاضر مي شوند وعزاداري مي كنند. در روز عاشورا در کنار نخل عده ی زیادی از شدت سینه و زنجیر زدن و عشق و علاقه به مولایشان امام حسین (ع) از خود بی خود ومدهوش می شوند وغش می کنند. دراین مراسم  گاهی نخل را برمی دارند وآن را به حر کت در می آورند وفریاد حسین حسین سر می دهند وناله وزاری می کنند وشور و غوغای عجیبی به پا می شود. بعد از این مراسم به بهشت قاسم وبعد از ظهر به قبرستان آقاسيد ابراهيم  می روند واخلاص وفاتحه ای  برای رفتگان            می خوانند.

 شب عاشورا به خانه تازه مرده هایی که درطول سال پیش مرده اند می روند ودرآن جا نیز نوحه وفاتحه می خوانند. در روزهاي عزاداری امام حسین(ع) در مهدیه ناهار  می دهند واز عزاداران امام حسین (ع) پذیرایی می کنند .مراسم زنجیر زنی وسینه زنی با مراسم شام غریبان پایان می یابد اما روضه خوانی ها در  مسجد تا پایان ماه صفر ادامه دارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 8:57  توسط مجيد باهوش 

چند حکایت از داوود الذاکرین 

نقل است که داوود صدای بسیار بلند و رسا و دلنشین و عجیبی داشته است وقتی موعظه می نمود همه جذب صدا و سخنان او می شدند و صدایش مردم را جذب می کرد . روز هایی که داوود به روستایی به نام مند در نزدیک گناباد می رفت و بر منبر می شد و سخنرانی و موعظه می کرد مردم سرتراز جویمند بر پشت بام ها می رفتند و صدای داوود را گوش می دادند ودر آن زمان بلندگو و ابزار صوتی نبوده است.

 

روزی داوود در مسجد سرتراز بر منبر بود و برای مردم سخن می گفت و می فرمود ای مردم آگاه باشید که بزودی زمانی می رسد که اسب آهنی ساخته می شود (منظور ماشین و هواپیما) ارتباطات زیاد می شود شهر ها به هم نزد یک می شوند مردها لباس زنان را بر تن می کنند و زنان لباس مردان را بر تن می نمایند مردم که چنین چیزهایی را ندیده بودندو باور نداشتند می گفتند داوود دیوانه شده این حرف ها و سخنان چیست که می گوید و کفش های خود را برداشتند و از مسجد بیرون رفتند ومجلس را ترک گفتند و داوود ناراحت و اوقات تلخ شد و گفت بروید ای بر کلاه نمدی شما نمی فهمید . یکی از حاضران که تا چند سال پیش زنده بود تعریف می کند که همه ی حرف هایی که آقا ی داوود در آن مجلس گفت به وقوع پیوست و من آن ها را با چشم خویش دیدم .

 

در اواخر عمر داوود یک نفر از بخارا که از مریدان داوود بود به گناباد آمد و یک دوچرخه برای داوود آورد و مردم که دوچرخه ندیده بودند دور آن را گرفتند و می گفتند بیایید که اسب آهنی را آوردند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 16:45  توسط مجيد باهوش 

اندرز شيخ ابو سعيدابوالخير

آورده اند كه كسي از بغداد برخاست و به ميهنه آمد به نزديك شيخ ابو سعيد و سوال كرد اي شيخ سبحانه و تعالي اين خلايق را از براي چه آفريد ؟حاجتمند آفرينش ايشان بود ؟

شيخ گفت ني. امّا از جهت سه چيزآفريد:

 اول آن كه قدرتش بسيار بود نظارگي مي بايست .

دوم آن كه نعمتش بسيار بود خورنده مي بايست .

سوم آن كه رحمتش بسيار بود گناهكار مي بايست.

مسجد

آورده اند كه روزي  شيخ ابو سعيدابوالخير   در مسجد نشسته بود كاهي بر محاسن مبارك شيخ افتاده بود درويشي دست دراز كرد و آن كاه برگرفت و در مسجد انداخت شيخ روي به وي كرد و گفت اي اخي نترسيدي بدين كار كه كردي حق جلّ و علا هفت آسمان بر زمين زند و نيست گرداند حق تعالي اين روي كه مي بيني بدين عزيزي فرمود كه برآن خاك مسجد نه كه «واسجد و اقترب »تو اين كاه بر محاسن ما روا نداشتي چرا رواداشتي كه در خانه ي خدا اندازي.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 16:42  توسط مجيد باهوش