در مورد قدمت بجستان که در فاصله کمی از گناباد واقع شده و از توابع گناباد است برخی معتقدند که : « نام بجستان یا بغستان (سرزمین ایزد)خود گویای وجود این است که این آبادی از دوران قبل از زردتشت و یا دست کم وابستگی آن به آیین های قبل از زرتشت است» و مؤلف (برزگر) ضمن بحث لغوی بجستان می افزاید که در شرق ایران هم که یکی از مراکز آئین مهری بوده است بجستان را داریم برخی از پژوهشگران افزون بر آئین کهن مهری ، مهریا یا مهر مسیحا را یک شخصیت تاریخی می دانند که در سال 273 پیش از میلاد بدنیا آمده و سال258 پیش از میلاد در گذشته است . زاد گاه و زیستگاه مهر مسیحا را در غاری جنوب خراسان و سیستان و مکان در گذشت او را در بجستان دانسته اند در نوشته ای به زبان پهلوی که در ترفان چین بدست آمده نیبران(مرگ)مهر را روز دوشنبه چهارم شهریور ،جام (یازده)ساعت در استان بجستان دده است.

علاوه بر مطالب ذکر شده درباره ی قدمت گناباد که با استفاده از منابع تاریخی نقل گردید ، مردم خود نیز انتقال دهنده تاریخ قوم خود بوده اند از جمله یکی از معمرین آقای موسویان ضمن طرح مسائل تاریخی و ارائه نمونه هایی از مدارک خود از جمله (تکه های سفال قدیمی)مطالب جالبی را در ارتباط با تاریخ و تمدن گناباد بیان فرموده اند . ایشان معتقدند در گناباد معبد آئین مهر معبد ناهید و معبد بودا وجود داشته که به معبد مهر مسیحا در کتاب گذر سرزمین ایزد به نقل از متن پهلوی ترفان چین اشاره شده است و  وجود قله های دختر در حوالی بیدخت و گناباد  ، خود بر این ادعا است دلالت دارد و در مورد معبد بودا متذکر می شود که طی همراهی با گروهی از باستان شناسان در چندین سال قبل به یک تکه سفال در یونسی بجستان برخوردار می نماید که شباهت تام  با ارم مخصوص بودا دارد و مقایسه این ارم سفالی باتصویر تاج بودا که در کتاب ابدیت اران تألیف تقی نصر چاپ گردیده مؤید این که نکته است ایشان افزودند که : جزایر بختیار و الوند در غرب ، البرز در وسط و تور در شرق ایران در اثر حرکت تحت الارضی بیرون آمده است و دریاچه پشینا (پشن= نام روستایی در گناباد که محل وقوع یکی از جنگهای اساطیری در شاهنامه نیز هست) و رود تی تیس (کال شور)که بزرگترین رود گناباد می باشد از عهد تغییرات زمین در اثر حرکات تحت الرضی است و ادامه می دهد که دریاچه پشینا (پشن) سرچشمه دریاچه قم بوده است و در ادامه می افزاید که برخی از گنابادی ها معتقدند منظور از این دریاچه  دریایی بوده درنوده پشن (یکی از روستاهای )گناباد که تا خانیک و قاین امتداد داشته است و در قسمت دیگری از مقاله خود می نویسد درخت رنج زدا نارون  که از عجایب دوران باستان بوده در گناباد (روستای ثمویی) بوده است (به نقل از اوستا)که البته در مورد این درخت در کتب متاخر از جمله فرهنگ نوبهار و تاریخ و جغرافی گناباد اشاراتی نیز رفته است و ادامه می دهد نام شهر و آبادیهای گناباد از عهد قدیم باقی مانده و سلطه مانی کرائی نتوانسته در آن تغییراتی ایجاد کند نامهایی چون بیلند(بی= روحانیت،لند=جایگاه) اسو ، ایزو،بیمرغ، بیدخت، پشن، چرمه،کارسک، قوژد، دلویی، ثموئی و ...)وحفر کاریز و قنات در این منطقه از زمان جمشیذ است . در مورد فن سفال پزی و تولید ابریشم معتقد است که این فن قبل از مادها در گناباد رایج بو ده  و به عنوان مثال سفال و کوزه های ما قبا از تاریخ گناباد شاهد این موضوع هستند و نمونه ای از سفال بسیار قدیمی که بر روی آن تصویر سربازانی با لباسی مخصوص و شمشیرهای پهن ،وجود دارد همچنین نمونه ای دیگر که به قول ایشان بر حاشیه آن آثاری از خط تخارائی مشهود است ، در محل رؤیت گردید. وی ادامه می دهد این سفالها از شهرمند (روستای مند یکی از روستاهای فعلی گناباد است ) می باشد و تاریخ آنها مربوط به صد ها سال قبل از مادها بوده است. در مورد تاریخ اساطیری می افزاید علی رغم گفته بسیاری که گناباد محل وقوع سه جنگ مهم بوده او از جنگ چهارمی نام می برد و منبع این مطلب را کتابی بنام نامه فرازستان اعلام می دارد و نام این جنگها را بدینگونه اعلام می کند :

جنگ توس نوذر با فرود پسر سیاوش

جنگ پشن، نبرد ایرانیان و تورانیان

جنگ رستم در هماون کوه (هنگام) و تصرف شهر پشنگ پایتخت تورانیان(این جنگ مورد ادعای ایشان است)

و جنگ یازده رخ

نمونه هایی از آثار این جنگها هنوز در منطقه مشهود است و ایشان اعلام می کنند که مسکن قوم آریایی تور و همچنین طایفه داهه و پارتها شهر پاریس و شهر استا و کارشک می باشد . شهر پاریس شهری بوده در دشت بیاض فعلی شهر (پارس آساک)، شهر داهه و کارشک را اشک اول ساخته است . آن شهرها در مجاورت هم قرار داشته اند و هم اکنون برخی به صورت آبادیهای کوچک در منطقه وجود دارد. وی می افزاید که نام این محل (قهستان ) از قوم داهه نام گرفته که به صورت دهستان درآمد (به نقل از شاهنامه فردوسی) بعد ها اسماعیلیه به کوهستان تبدیلش کردند و اعراب به قهستان خواندند . وی مطالبی در مورد تاریخ بعد از اسلام نیز بیان می کند که در فصل بعد ملاحظه خواهید نمود . در ارتباط با موضوعاتی که این محقق علاقمند بیان می دارد ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که برخی از این مطالب با توجه به منابع تاریخی منظم شده و حتی کتابی تحت عنوان نامه فرازستان هم در اختیار ایشان می باشد که با استناد به آن به جنگهای حماسی خصوصاً جنگ رستم در هماون کوه اشاره می نماید اما برخی از مطالب ایشان با آخرین تحقیقات تاریخی و جغرافیایی تطبیق نمی کند از جمله اینکه قوم داهه در جنوب شرقی دریای خزر ساکن بوده اند و ارتباطی به جنوب خراسان نداشته است همچنین شهر فوشنج احتمالاً با پشنگ اشتباه شده که فوشنج اکنون در استان هرات افغانستان واقع است . و آساک نیز در حوالی قوچان بوده است . نام قهستان صدها سال پیش از اسماعیلیه بر این منطقه نهاده شده که در متون متعلق به قرون اولیه اسلامی به همین نام آمده است . در هر حال علاقمندی ایشان به تاریخ گناباد خود محرکی قوی بر نسل جوان گناباد می باشد.

گناباد و تاریخ اساطیری آن به روایت شاهنامه

شاهنامه فردوسی بزرگترین افتخار زبان فارسی است . علاوه بر ارزش و اعتبار ادبی خود به خاطر در بر داشتن افسانه ها و داستانهای اساطیری از شهرت زیادی برخوردار است . در مورد گناباد نیز به حوادث وجنگهایی اشاره دارد که مهمترین آنها ذکر می شود.

جنگ فرودین سیاوش با توس نوذر

فردوسی در شاهنامه به جنگ فرود پسر سیاوش با سردار کیخسرو اشاره دارد که در اینجا این داستان حماسی نقل می گردد . سیاوش پسر کی کاووس پسر کی قباد از پادشاهان ایران بوده که در حدود سه هزار سال قبل در ایران حکمرانی می کرده است. زمانی که سیاوش از پدرش کیکاووس رنجیده خاطر می گردد به توران زمین میرود و مورد تعظیم و احترام افراسیاب حاکم آنجا قرار می گیرد و پیران ویسه در خدمت افراسیاب است که از پهلوانی و خرمندی و حیله گری یکجا برخوردار و او سپهدار ،وزیر و مشاور افراسیاب است همه برادرانش نیز پهلوان هستند اوست که سیاوش در توران زمین نگهداری و پذیرایی می کند و دخترش(جریره) را به او می دهد و از ازدواج سیاوش با جریره پسری به نام فرود متولد می شود سپس پیران مقدمات ازدواج سیاوش با فرنگیس دختر افراسیاب را فراهم کرد و افراسیاب برای او تیولی معین می کند او در آنجا خوش و خرم می زیست و فرنگیس از او باردار گردید.